| وجه تسميه ايل زنگنه | ||
|
ايل زنگنه كهن سالترين تشكيلات ايلي ايراني هستند كه ريشه درحماسه و تاريخ و فرهنگ اين مرز و بوم دوانيده و در تمامي دوران تاريخ اين سرزمين براي سربلندي و صيانت و استقلال ايران قد برافراشته و از خود سايه روشن برجاي گذاشتهاند. وجه تسميه : براساس اسناد موجود در زيستگاه آن سوي مرزهاي كنوني و تا حوالي بغداد دلاوري ايراني به نام زنگه (زنگنه) از طوايف كرد ايلات را متحد و در ركاب خود منسلك ساخته و در خدمت سلسله كيانيان به دفاع از ايران بزرگ كمر همت بسته است .
زنگنهها خود را بازمانده زنگه ميدانند و شواهد نيزهمگي بر اين امر دلالت
دارند . كلمه
زنگه درتاريخ طبري به صورت زنده بن
سابريغان ضبط شده است
ونلدكه مينويسد:
کسي
نميداند
كه صحيح اصل
آن در
پهلوي زنده است يا
زنگه
واژه
زنگه در
كردي سوراني امروزي بمعني (زنده است
)
بكارميرود
- زنگه Zange
چو گودرز با (زنگه) شاوران
چو رهام و گرگين جنگاوران زنگه
پسر شاوران
(شاوران
همان شاپوران است) ايراني
دلاوري است كه براي نخستين بار در نبرد كاوس
و رستم در مازندران قدرت نمايي ميكند
و
باپهلونان مازندران ميجنگد. زنگه در
بزمي كه رستم در
نوند آراسته بود؛ حضور
داشت و
در
پيكاري كه پس از
اين بزم در
گرفت با
پيلسم ويسه درآويخت و
پيروزي يافت . زنگه
در سپاه سياوش به نبرد با افراسياب شتافت
و بنهدار سپاه و مشاور و رازدار سياوش بود.
زنگه سياوش را از ترك ايران برحذر ميداشت
و از سياوش ميخواست تا نامهاي به كاوس
بنويسد و رستم را به ياري بخواند
و با افراسياب پيكار كند ، اما سياوش اين
پيشنهاد را نپذيرفت و زنگه را با اسيران
توراني به نزد افراسياب گسيل داشت .... پس
ازكشته شدن سياوش ، زنگه را در لشكري كه
كيخسرو
براي نبرد با تورانيان آراسته بود؛
ميبينم كه در رأس سپاهي از مردم
بغداد از برابر كيخسرو ميگذرد و درفشي كه
باپيكر
هماي نشانه اوست . اگرچه در جايي
ديگر يعني در داستان فرود، تنخوار درفش او را
«گرگ پيكر» ميخواند. (5/199 : 1948 ) و در بسياري
از نبردهاي اين دور شركت دارد....
درنبرد
بزرگ كيخسرو با افراسياب نيز زنگه با سپاهي
از دلاوران بغداد شركت داشت . درشرفنامه نظامي ، يكي ازفرزندان زنگه شاوران به نام فريبرز در درگاه دارا بود.
|
||